نویسندگان: محمد خداياريفرد،
دكتر علینقی فقیهی، دكتر باقر غباري بناب،
دكتر محسن شكوهي يكتا، دکتر عباس رحيمي نژاد
اولین چاپ: 1390 نوبت چاپ :1
سپاس خداوند بزرگ را که انسان را به قلم سوگند داد و به او آموخت آنچه را که نميدانست. پژوهش با موضوع دينداري در ايران سابقة طولاني ندارد. شايد تنها در يك یا دو دهة اخير پژوهشگران جامعهشناسي، روانشناسي و ديگر رشتههاي علوم انساني، به ضرورت پژوهشهاي منظم و علمي در زمينة دين پي بردهاند. در عصر حاضر دينپژوهي به شيوة علمي و با استفاده از روشهاي پذیرفته¬شده در علوم انساني، يكي از جديدترين و مورد توجهترين حيطههاي پژوهشي در رشتههاي علمي و دانشگاهي است. شايد بتوان گفت که عصر حاضر، دورۀ بازگشت به دين و بازنگري در مفاهيم آن است. انسان قرن حاضر به¬عنوان انسان "دينورز" شناخته شده است؛ زيرا بر اساس يافتههاي برخی پژوهشهاي جامعهشناختي، بيش از 95 درصد افراد به وجود خداوند ايمان دارند (الياده، 1374). روانشناسان تقريباً از نخستين سالهاي جدايي روانشناسي از فلسفه و اعلام موجوديت آن به¬عنوان علم تجربي، ميل وافري به مطالعه و ارزيابي رفتارهاي انسان در حيطههاي گوناگون مانند هوش، حافظه، استعداد و شخصيت داشتهاند. در سالهاي اخير نيز، دین به¬عنوان يکي از موضوعات مورد مطالعۀ روانشناسي مطرح شده است. به¬طوري¬که تحقيقات در زمينههاي مختلف مذهبي از جمله ميزان مذهبي بودن، نياز به مذهب، تأثير مذهب بر سلامت جسمي و رواني، مقابله با تنيدگي در سطوح مختلف سني با استفاده از راهکارهاي مقابلهاي مذهبي و غيره به¬طور چشمگیری فزوني يافته است (از جمله آرجيل و بيت¬اللحمي، 1975؛ برگين ، 1983؛ جان¬بزرگي، 1378؛ گلزاري، 1378؛ خداياريفرد، غباري بناب و شکوهييکتا، 1379). از آنجا که دين يکي از عميقترين جنبههاي شخصي زندگي انسان است که برخي از مهمترين مسائل اسرارآميز و وصفناپذيرترين تجربههاي بشر را در برميگيـرد، پس عجيـب نيست که سنجش دينداري دشوار باشد. عنوان يکي از سرمـقالههـاي مجلة غدهشناسي رواني مربوط به اين موضوع، چنين انتخاب شده است: "آيا ميتوان پرتو خورشيد را با خطکش اندازهگيري کرد؟" (لدربرگ و فيتچـت ، 1999؛ به نقل از شرمـن و سيـمونتـون ، 2001). یعنی دين و در نتيجۀ آن سنجـش دينداري موضوعي چندبـعدي و پيـچيـده بوده و نيازمنـد دقت و تـلاش بـسيار است.در طول مدت زمان طرح موضوع دينداري در روانشناسي، اين موضوع و نحوۀ مواجهه با آن همواره تحت تأثير دو تحول عمده در روانشناسي قرارگرفته است. از يک سو تحولات نظري به تغيير ديدگاههاي روانشناسان در زمينۀ تبيين دين و تأثيرات آن بر جلوههاي رواني منجر شده و دريافتهاي نظري بهطور عميق، مفهومپردازي در زمینۀ دین را متحول کرده است. ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و پرند، اکرم
اولین چاپ: 1388 نوبت چاپ :1
تحول و کاربرد آزمونهای روانشناختی یکی از پیشرفتهای مهم روانشناسي در قرن بيستم بوده است. آزمونها میتوانند به تصمیمگیریها و افزایش اطلاعات ما دربارة رفتار انسان کمک کنند. همچنین، آزمونهای روانشناختی ابزار مهمی برای پژوهش روانشناختی بهشمار میروند. توانایی انتخاب، اجرا، نمرهگذاری و تفسیر آزمونها، یکی از مهارتهایی است که روانشناسان را در تشخیص و طراحی برنامههای مداخلهای مناسب یاری میدهد. اگرچه آزمونهای روانشناختی به لحاظ روش و هدف اجرا متفاوتاند، همة آنها با هدف گردآوری اطلاعات بیشتر دربارة آزمونشونده، اجرا میشوند و همة آنها محدودیتهایی نیز دارند. باید توجه داشت که یک آزمون تنها میتواند نمونهای از رفتار را در یک محدودة زمانی فراهم کند. بنابراین در تفسیر نتایج آن باید با احتیاط عمل کرد (شام، گورمن، میورس، 2006). باید توجه داشت که ارزيابي روانشناختی، فرايندي فراتر از اندازهگيري و آزمونگري روانشناختی است (باگناتو، نيسورث و ميونسان، 1997). ارزيابي، فرايندي جامع و گسترده است كه تنها فعاليت يا روش خاصي را دربر نميگيرد (باتچ و ناف، 1995؛ دانيل سون، لينچ، مويانو، جانسون و بيتنبرگ، 1989؛ ليدز، 1981؛ مككانل، 2000). هنگامیکه از آزمونگری روانشناختی سخن به میان میآوریم، در واقع منظور فرایند اجرای آزمون ،حصول و تفسیر نتایج آن است، درحالیکه در ارزیابی روانشناختی به نتایج آزمونها اکتفا نمیشود، برای مثال در آزمونگری به این سؤال پاسخ داده میشود که " هوشبهر فردÍ چقدر است؟" درحالیکه در ارزیابی، سؤالات پیچیدهتری مطرح میشود، برای مثال"چرا فردÍ در مدرسه مشکل یادگیری دارد؟" سلویا و یزلداک (2001) ارزیابی را فرایندی چندبعدی بهشمار آوردهاند که آزمونگری تنها بخشی از آن است. به نظر آنها، هنگامیکه روانشناس با سؤال "چرا فردÍ در مدرسه مشکل یادگیری دارد؟" مواجه میشود، ابتدا آزمون هوش مناسبي را انتخاب و بر روی دانشآموز مورد نظر اجرا میکند، سپس از دیگر روشهای ارزیابی (مانند مصاحبه با والدین و معلم و مشاهده در کلاس) استفاده میکند، پس از آن، به سراغ پروندة پزشکی و سوابق تحصیلی میرود و سرانجام با استفاده از مجموعة این اطلاعات به سؤال مطرحشده پاسخ میدهد. با تلفيق و تفسير اطلاعات حاصل از ارزيابي ميتوان در مورد آزمودنيها تصميم گرفت. بر اين اساس، ميتوان ارزيابي را فرايند جمعآوري اطلاعات با هدف تصميمگيري در مورد آزمودنيها بهشمار آورد. ابتدای صفحه
نویسندگان: محمد خدایاری فرد، فرامرز سهرابی
اولین چاپ: 1390 نوبت چاپ :1
مقدمه شناخت ماهيت انسان، انگيزهها، نگرشها و نيازهاي او از جمله دغدغههاي بشر، بويژه محققان و صاحب نظران علوم انساني بوده است. روانشناسي به مثابه علم مطالعهي رفتار و فرايندهاي رواني، در کنار ساير رشتههاي علوم انساني از جمله انسانشناسي، فلسفه، جامعهشناسي، تعليم و تربيت، مردمشناسي و علوم پزشکي به شناخت ماهيت انسان ميپردازد. امروزه علم روانشناسي پيشرفت و توسعه قابل ملاحظهاي کرده است به طوري که در انجمن روانشناسي امريکا 51 رشته و گرايش روانشناسي وجود دارد. روانشناسي باليني شعبهي دوازدهم انجمن روانشناسي امريکا محسوب ميشود. تعريف روانشناسي باليني تصور متفاوتي از روانشناسي باليني در بين مردم وجود دارد. برخي روانشناسي باليني را با پزشکي مترادف ميدانند و حتي آن را با روانپزشکي اشتباه ميگيرند و برخي نيز آن را با تخصص مغز و اعصاب (نورولوژي) يکي ميدانند. عدهاي نيز روانشناسي باليني را معادل روانتحليلگري قلمداد ميکنند و بعضي نيز آن را حرفه عجيب و غريبي ميدانند که با بيماران رواني سر و کار دارد. افرادي که با ديد علمي به روانشناسي باليني مينگرند، آن را نوعي روش تحقيق، راهي براي تشخيص و درمان بيماريهاي رواني ميدانند، هر چند در تبيين آن اتفاق نظر وجود ندارد. مثلاً انجمن روانشناسي امريکا روانشناسي باليني را در سطح کاربردي هنر و فنی که با مسائل سازش افراد آدمي سرو کار دارد، تعريف ميکند و لاگاش (1969) همپوشي آن را با روانشناسي تجربي در اين واقعيت ميبيند که آنها با دو طريقهي مختلف براي رسيدن به يک هدف واحد اقدام ميکنند و آن بررسي شرايط رفتار انسان است. بنابراين، از يک ديدگاه ميتوان گفت که روانشناسي باليني دو جنبه متمايز دارد که يکي بررسي وضعيت فردي و ديگري تشخيص و درمان سازش نايافتگي است (منصور و دادستان، 1366). ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و عابديني، ياسمين
اولین چاپ: 1386 نوبت چاپ :2
نوجواني، يكي از چالشانگيزترين، تنشزاترين، جذابترين و در عين حال مشكلسازترين دوران زندگي هم براي نوجوانان و هم براي والدين، معلمان و متخصصان سلامت جامعه است. در عين حال، نوجواني، دورهاي با بهترين خوشيها، تفريحات، تهييجها، آرمانگراييها و خوشبينيهايي است كه طي آن نوجوان لذت خودپيروي، استقلال، صميميت و برنامهريزي براي آينده را ميچشد و به اوج تحول جسماني، عاطفي و ذهني دست مييابد. موضوع اين كتاب، مشكلات سلامتي نوجوانان و جوانان و به عبارت ديگر، عوامل مرتبط با سلامت آنان است كه بازتابي از تأثير متقابل چالشها و مشكلات نوجوانان و فرصتها و پيشرفتهاي تحولي جديد آنهاست. موضوع سلامت نوجوانان را ميتوان بهصورت حوزههاي خطرناك تحولي مدنظر قرار داد. نوجوانان امروز برخلاف كودكان ديروز، بايد با مجموعهاي از خطرهاي سلامتي جديد دست و پنجه نرم كنند. اين خطرها شامل مواد مخدر و اختلالات قابل انتقال جنسي تا اختلالات خوردن، خودكشي و افسردگي ميشود. خطرهايي از اين نوع، ضرورت و فوريت درك سلامت نوجوانان را خاطرنشان ميسازد، همچنين بينشها و نگرشهاي جديدي نيز نسبت به ابعاد و جنبههاي مثبت رفتار سالم و توأم با سلامت كه نسل نوجوان را از نسل كودكان و بزرگسالان متمايز ميسازد، ايجاد ميكند. امروزه بسياري از نوجوانان، دركي پيچيده از سلامتي بهعنوان آميزهاي چندبعدي از عوامل فيزيكي و روانشناختي دارند. بسياري از آنان در مقايسه با نوجوانان نسل قبل، مسئوليت شخصي بيشتري را نسبت به سلامت شخصي خود در حال حاضر و آينده ميپذيرند و با انگيزه قويتري به دنبال حفظ تناسب و دستيابي به بهزيستي هيجاني در سطح بهينه آنند. رويكرد اين كتاب، درك سلامت نوجوانان مبتني بر ديدگاه تفاوتهاي فردي آنان است. اين كتاب با ارائه مجموعهاي از يافتههاي پژوهشي انتخاب شده و طرح موارد و مثالهاي واضح، خواننده را تحت تأثير قرار ميدهد تا جاذبه، گيرايي و كششي به رفتارهاي سالم موجود بين دختران و پسران پيدا كند. اين رفتارهاي سالم تابعي از سابقه خانوادگي، شخصيتي، زندگي، فقر، بيخانماني و فرهنگ نوجوانان است. پيام اصلي اين كتاب اين است كه روانشناسي سلامت نوجوانان را نميتوان بهطور کامل درك کرد و شناخت، مگر اينكه فقط ويژگيهاي هر يك از آنها را بهعنوان موجود انساني درک کرد. يكي از قوتهاي اين كتاب، پوشش دادن به پيچيدگي اين پيام بهصورت عملي است. ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد
اولین چاپ: نوبت چاپ :11
نوجواني يكي از دشوارترين، تنشزاترين و در عين حال هيجانانگيزترين دوره زندگي، هم براي خود نوجوان و هم والدين و مربيان به شمار ميآيد. در خلال اين دوره، لذت ناشي از استقلال و خودمختاري، صميميت، خوشبيني و اميد به آينده از زمره لذات جديدي هستند كه قبل از آن تجربه نشدهاند. با اين حال، گلستان اين دوره زندگي مصون از خطر آفات و سموم نيست. ازاينرو، ضروري است كه هم نوجوانان و جوانان و همكساني كه با آنها سروكار دارند، از ويژگيهاي اين دوره آگاه باشند تا گذر سلامت نوجوان به دنياي بزرگسالي فراهم آيد. بخشي از شناخت نوجوان، شناسايي خطراتي است كه سلامت جسماني و رواني او را تهديد ميكند. در عصر ما، دامنه اين خطرات از مواد مخدر و بيماريهاي مقاربتي تا اختلالات اضطرابي، افسردگيهاي خودكشيگرايانه و هواداري از گروههاي سياسي و حتي عضويت در آنها، گسترده است. رهيدن از گستره دام چنين خطراتي مستلزم تلاش نوجوان و والدين و مربيان است. از يكسو، نوجوان و جوان بايد بر شيوههاي كنترل و مراقبت از سلامت جسماني و رواني خود آگاه باشند و با كشف جنبههاي ارزنده وجودشان، خود را عليه خطرات، واكسينه كنند. از سوي ديگر، والدين و مربيان بايد بياموزند چگونه نقاط قوت و توانمنديهاي نوجوانان را ببينند؛ آنها را به نوجوانان نشان دهند؛ در مواجهه با نوجوان بر مثبتنگري تأكيد ورزند و در يك كلام بياموزند چگونه نوجوان را درك كنند. اين امر ميسر نيست مگر آن كه با دريافت آموزشهاي لازم بياموزند خود را در جاي نوجوان قرار دهند و از دريچه نگاه او به امور بنگرند. به سبب اهميت شناخت ويژگيهاي نوجوانان و جوانان در كمك به والدين، مربيان و مسئولان امور در شيوههاي مواجهه با اين نسل آيندهساز جامعه, در دانشكدههاي روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاهها درسي تحت عنوان «مسائل نوجوانان و جوانان» براي رشتههاي مختلف پيشبيني شده است. مؤلف از سال 1366 تاكنون تدريس اين واحد درسي را در دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران به تناوب عهدهدار، و از همان ابتدا با خلاء منبع درسي مدون در اين زمينه آشنا بوده است. اضر، به علاوه، در تجربيات مشاورهاي و يا رواندرماني با والدين بويژه صاحب فرزند نوجوان، دريافتهام كه والدين در شناخت و شيوههاي برقراري و حفظ ارتباط با نوجوان خود دچار مشكلاند. دريافت اخير، ضرورت نگارش كتاب حاضر را ضروريتر ساخت. و اينك به حمد خداوند به سبب استقبال دانشجويان، والدين و مربيان كتاب به چاپ يازدهم رسيده است. ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و پرند، اکرم
اولین چاپ: 1386 نوبت چاپ :2
در قرن حاضر، «استرس» يكي از مهمترين زمينههاي پژوهش در علوم مختلف بهشمار ميآيد. اين موضوع توجه دانشمندان رشتههاي مختلف اعم از پزشكان، روانشناسان، فيزيولوژيستها، زيستشناسان و جامعهشناسان را به خود جلب كرده است و هر يك جنبههايي از استرس و عوارض آن را مورد بررسي قرار دادهاند. در دهههاي اخير همكاري اين متخصصان به شكلگيري رشتههايي چون «روانشناسي سلامت»، «طب رفتاري» «طب روانتني» منجر شده است كه تاثير استرس را بر رفتار، بهداشت رواني و اختلالهاي روانتني مورد توجه قرار دادهاند. امروزه بهدليل گسترش عوامل تنشزا و كاهش توان مقابله انسان در برابر آنها - به دليل تغيير سبك زندگي - استرس به پديدهاي پيچيده و بزرگ تبديل شده است، چراكه تحت تأثير عوامل متعدد و تعامل ميان آنها قرار دارد. از مهمترين پديدههايي كه به استرس ميانجامند، ميتوان از مهاجرت به شهرهاي بزرگ يا كشورهاي بيگانه، صنعتي شدن، تحولات روزافزون و سريع علم و فناوري، افزايش جمعيت، عدم پايبندي به آداب و رسوم گذشته، تغيير روابط خانوادگي، تغيير نقش اعضاي خانواده، گسستگي روابط خانوادگي، جنگ، اضطراب فراگير در مورد جنگهاي هستهاي، فقر، معلوليت، بيماريهاي مزمن و تغيير ارزشهاي فرهنگي و اجتماعي نام برد (فريدنبرگ و لويس ، 1993). بديهي است كه استرس بخش جداييناپذير زندگي بشر است، بنابراين لازم است كه تمامي افراد با راهها و راهبردهاي مقابله با آن آشنا باشند. با شناخت عوامل ايجادكننده استرس ميتوان زمينه مقابله با آن را مهيا كرد. صور مختلف حمايتهاي اجتماعي، زمينه را براي بازداري و كاهش مشكلات عاطفي و رواني فراهم ميكند. شدت واقعه تنشزا، نوع آن، ويژگيهاي شخصيتي فرد، سن و تجارب گذشته ، از مهمترين متغيرهايي هستند كه در اتخاذ روش مقابله تأثير دارند. حوادثي مانند مرگ عزيزان، سيل، زلزله، بيماريهاي مزمن و طلاِ، از جمله رويدادهايي هستند كه تقريباً در بيشتر افراد استرس ايجاد ميكنند. ميزان تأثير پارهاي از رويدادها بر وضع جسماني و رواني فرد در دورههاي خاصي از زندگي با ساير دورهها متفاوت است. براي مثال، بهنظر ميرسد استرس ناشي از مرگ والدين در كودكي بيش از ساير دورههاي زندگي بر سلامت رواني افراد تأثير ميگذارد. همچنين استرس ناشي از تعارض با والدين معمولاً در نوجواني افزايش مييابد. واكنش به استرس ميتواند در سازگاري فردي نقش مهمي داشته باشد، افراد در ارزيابي رويدادهاي تنشزا با يكديگر تفاوت دارند. ابتدای صفحه
نویسندگان: پيتر جي. بايلينگ، رندي اي. مك كب، مارتين ام. آنتوني
اولین چاپ:1389 نوبت چاپ :1
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و عابديني، ياسمين
اولین چاپ: 1389 نوبت چاپ :1
گيورمن و نيسكرن (1981 و 1991) دو كتاب با نام «كتاب راهنماي خانوادهدرماني» عرضه كردند. در اين دو كتاب كه يكي در سال 1981 و ديگري در سال 1991 به چاپ رسيد، نظريهها و تحقيقات موجود در حوزة زوجدرماني و خانوادهدرماني (MFT) ارائه شد. در كتاب اول، نسل اول از مدلهاي نظري ارائه شد كه کلية آنها مبتني بر مجموعهاي از سازههاي موجود و بيانگر روشهاي تفكر سيستماتيك و منطقي دربارة درمانجويان، درمان و مكانيسمهاي تغييرات باليني بودند. مطالب ارائهشده در اين کتاب در زمينة كارايي اين رويكردها اميدواركننده بود، اما فقط در سطحي بسيار جزيي. بهترين مطلبي كه ما در آن زمان ميتوانستيم بگوييم، اين بود كه در كل بهنظر ميرسد MFT براي بعضي از درمانجويان مفيد باشد. در دومين كتاب، نسل دوم مدلهاي نظري و همچنين روندهاي تحقيقي قويتر و مطالعات بيشتري كه از MFT بهعنوان يك كار باليني حمايت ميكردند، مطرح شد. در اين كتاب، تحولات نظري و رويكردهاي جديد، روشهاي درماني بسيار تخصصي و پيشرفتهاي ايجادشده در درك موضوعات اساسي مربوط به زوجدرماني و خانوادهدرماني عرضه شد. خيلي سريع اين دو كتاب به منبع اوليهاي براي پيدا کردن شناخت از اين حوزه تبديل شد. بهطور تقريب دو دهه بعد حوزة خانوادهدرماني و زوجدرماني از نظر پيچيدگي سازههاي كشفشده، رويكردهاي نظري و كاربرد اين اصول در كارهاي باليني، بهصورت پويايي رشد پيدا كرد. بنيادهاي نظري خانوادهدرماني يكپارچهتر شده و مبتني بر كارهاي تجربيتر و چندسيستميتر شدند. درحاليكه تحقيقات اوليه شواهد كمي را دال بر كارايي اين رويكردهاي نظري در درمان مشكلات باليني فراهم ميكردند، اين يافتهها موجب شد كه بعدها محققان اعتقاد پيدا كنند جهتگيريهاي درماني كلي نميتوانند اهميت ويژگيهاي متمايزكنندة مداخلات کارامد و غيركارامد را نشان دهند. ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد
اولین چاپ: 1381 نوبت چاپ :2
از نيمه دوم قرن بيستم، به موازات گسترش و پيچيدگي روابط انساني، مشكلات انسان هم بيشتر شده و نياز به وجود متخصصان و مشاوران را نيز افزايش داده است. در سالهاي اخير تغييراتي كه در ويژگيهاي جمعيتي رخ داده است نظير بالا رفتن سطح سواد، تمايل فزايندهي زنان به كار در خارج از منزل، افزايش جمعيتهاي مهاجر در كشورهاي مختلف، افزايش پرخاشگري در مدارس و جامعه، فاصلهي طبقاتي بين افراد جامعه و نياز به گرايشهاي معنوي موجب شده كه مردم احساس نياز بيشتري به مشاوره داشته باشند. به علت همپوشي كه گرايشهاي مختلف رشتهي روانشناسي از جمله مشاوره با يكديگر دارند ارائه تعريفي جامع و مانع از مشاوره دشوار است. روانشناسي مشاوره بيشترين همپوشي را با روانشناسي باليني، روانشناسي مدرسه، روانشناسي اجتماعي و روانشناسي صنعتي دارد. وجه مشترك اين تخصصها «كاربردي» بودن آنهاست. زيرا همه به دنبال به كارگيري اصول روانشناسي به منظور حل مشكلات انسانها ميباشند. عليرغم شباهتهايي كه تخصصهاي فوِالذكر در شيوههاي درماني، مداخلهاي و ارزشيابي با يكديگر دارند، ميتوان اين تخصصها را با ملاكهايي از هم جدا كرد. ويژگيهاي روانشناسي مشاوره كه آن را از ساير رشتهها متمايز ميكند عبارتند از: 1) روانشناسي مشاوره با افراد و شخصيتهايي مواجه است كه در دامنهي بهنجار قرار دارند، اما در يك مقطع زماني با مسائل و مشكلاتي مواجهند كه قادر به حل آن نيستند. 2) در روانشناسي مشاوره حتي در هنگامي كه با اختلالها شديد مواجهيم بر استعدادها و تواناييهاي فرد تأكيد ميشود. 3) در روانشناسي مشاوره بر تعاملهاي محيطي فرد نيز توجه بسياري ميشود. 4) در روانشناسي مشاوره اقدامات مداخله جويانه در محيط زندگي مراجع نيز صورت ميگيرد. 5) در روانشناسي مشاوره بر رشد شغلي و آموزش به طور فردي و رشد محيطهاي آموزشي و شغلي نيز تأكيد بسياري ميشود (گلسو و فرتز ، 2001). به طور كلي در روانشناسي مشاوره تأكيد اصلي بر تقويت مهارتهاي دروني فرد به منظور مقابله با فشارهاي زندگي است. روانشناسان مشاوره براي درمان مراجعان خود از روشهاي گوناگوني مانند رواندرماني، كارگاههاي آموزشي به منظور آموزش مهارتهايي نظير جرأتورزي، ابراز وجود و مهارتهاي اجتماعي بهره ميگيرند، آنها به منظور عينيت بخشيدن به ارزشيابيهاي روانشناختي خود از آزمونهاي استعداد، نگرش، علايق، شخصيت و غيره استفاده ميكنند (گروه گيل ، 2001). ابتدای صفحه
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و جعفري کندوان، غلامرضا
اولین چاپ:1386 نوبت چاپ :1
نابهنجاريها و اختلالات روانشناختي، از جمله مباحث تخصصي گرايشهاي باليني و مشاوره و نيز در زمره مباحث پايهاي گرايشهاي متعدد روانشناسي است. باوجود اين اهميت، در دورههاي دانشگاهي اغلب رسم بر اين بوده است كه بنابر سليقه مدرس و با همفكري فراگيران فقط برخي از سرفصلهاي اختلالات روانشناختي برگزيده شده و در طول يك يا چند نيمسال تحصيلي با مرور علائم مثبت يا منفي مربوط بررسي شوند. اين كتاب مشتمل بر شش فصل است؛ در فصل اول به سبكي كاملاً علمي و با زباني بسيار ساده و در عين حال غني از ارجاع به تحقيقات متعدد، تاريخچهاي مختصر از روشهاي تشخيصي و درماني اختلالات روانشناختي توضيح داده شده است. در واقع، اين فصل، ذهن خواننده را درگير گسترهاي از اختلالات و تنوعي از الگوها و رويكردها ميكند تا خود به اين نتيجه برسد كه براي تشخيص و درمان يك اختلال، بايد انسجامي در اغتشاش حاصل از تقابل الگوها و رويكردها آفريد و آنها را نظاممند كرد. فصل دوم به معرفي نظامهاي تشخيصي اختلالات رواني بهويژه دو نظام طبقهبندي معروف و معتبر DSM و ICD اختصاص دارد. پنج محور معين شده در DSM بهطور مبسوط توضيح و تفاوتهاي اصلي آن با ICD شرح داده شده است. با اين حال، نكته مثبت اين فصل علاوه بر طرح اصول مهم ارزيابي علمي با تأكيد خاص بر روايي و پايايي، بررسي انتقادي اين نظامهاست تا روانشناس تشخيص خود را فقط بر پايه چند نشانه بنا نسازد، بلكه به بررسي عميق و همهجانبه مسائل مراجع بپردازد. براي تعميق آموختههاي خواننده از فصل دوم، در فصل بعد اختلال شخصيت چندگانه و ملاكهاي تشخيص، چگونگي اندازهگيري، نظريههاي مربوط به ريشهها و درمان اختلال به همراه چند مطالعه موردي شرح و بسط داده شده و به بررسي كامل آن از جوانب گوناگون پرداخته شده است. در واقع فصل سوم براي فراگيران روانشناسي ميتواند نقطه شروعي باشد كه اولين گامهاي عملي را در مسير تشخيص اختلالات بنهند. فصل چهارم بحثي كموبيش نو و جذاب را بهطور مفصل مطرح ميسازد. در اين فصل نويسنده با استناد به پژوهشهاي متعدد ميكوشد تا تشخيص و حتي درمان اختلالات رواني را از خلال فرهنگ، مورد بررسي و توجيه قرار دهد. اين فصل نيز به نحوي سعي در پروراندن ديد انتقادي فراگير از نظامهاي تشخيصي دارد تا در استفاده از اين نظامها نهايت دقت را به كار بندد. ابتدای صفحه
نویسندگان: مايکل ج اسکات، استفان ج. استرادلينگ و ويندي دراي دن
اولین چاپ: 1386 نوبت چاپ :1
مشاوره شناختي ـ رفتاري به مشاهدات روزانه از رفتارهاي افراد ميپردازد كه نسبت به موقعيتي واحد، واكنشهاي متفاوتي از خود نشان ميدهند. در ابتداي قرن اول ميلادي اپيكتيتوس فيلسوف رواقي چنين نوشت:"مردم قبلاز اين كه از برخورد با رويدادها رنجيده شوند، بيشتر از برداشتهاي خود از آنها، متأثر ميشوند." توجيهي كه نظريه پردازان شناختي- رفتاري مانند بك و همكاران(1979) و اليس (1962) در مورد اين پديده ارائه دادهاند، اين است كه تفسير يك فرد از يك موقعيت، تأثير عمدهاي بر عواطف و رفتار بعدي او خواهد داشت. به عنوان مثال، فردي ممكن است از اين كه يكي از همكارانش به نام"جان" امروز صبح در راهروي اداره، جواب سلام او را نداده عصباني شده، اين كار او را بياحترامي نسبت به خود تلقي كند. اما ديگري همين برخورد منفي را ناديده بگيرد و حتي نسبت به او احساس ترحم و دلسوزي كند و بگويد: "عجب، اين آقا دچار مشكل روحي شده و اعصابش به طوركلي درهم ريخته است!"و سپس با بياعتنايي از كنار قضيه بگذرد. پس يك موقعيت تنها ميتواند از زواياي متفاوتي ديده شود كه بعضي از آنها سازگارانهتر از برخي ديگرند. نخستين وظايف درماني در درمانهاي شناختي- رفتاري، همانگونه كه بك و اليس قبلاز ديگران مطالعه كردهاند، اين است كه به مراجعان خود كمك كنند تا به دقت سازگارانهترين و معقولترين تفسير را از يك موقعيت برداشت كرده و رفتارهايي را پيشه كنند كه با آن زاويه ديد جديد هماهنگ باشد. استعارهاي كه زيربناي رويكرد شناختي- رفتاري است، همانند مورد كسي است كه با يك دوربين عكاسي، چند عدسي، فيلتر و لوازم اختياري ديگر كار ميكند. اين الگو بر اين موضوع اشاره دارد كه يك فردِ داراي مشكل بهداشت روان، از نظر كيفي باشخصي كه هيچ مسئله رواني ندارد، تفاوتي نميكند. اما اختلاف آن دو در اين است كه شخصِ داراي مشكل در سلامت روان، بهطور طبيعي دوربين خود را چنان تنظيم ميكند كه عكسهاي غيرواقعي از موقعيتها بگيرد. اين رويكرد به ما كمك ميكند تا رابطه ميان مشاوره و مُراجع را به همينگونه تنظيم كنيم. ابتدای صفحه
نویسندگان: زارب، ژانت
اولین چاپ: 1386 نوبت چاپ :1
در نيمه اول قرن بيستم رواندرماني فردي در آمريكا رواج بسياري يافت. بعد از جنگ دوم و گسترش خدمات بهداشتي، انواع گوناگون رواندرماني در دسترس مردم قرار گرفت، همزمان با ايالات متحده، اين تحولات در انگلستان و ساير كشورهاي اروپايي نيز روي داد و رويكردهاي متفاوتي در زمينه رواندرمانگري ظهور پيدا كرد (ويل كينسون ، 1998). امروزه شيوههاي گوناگون رواندرماني بهتنهايي و يا بهموازات دارودرماني بهمنظور درمان اختلالهاي رواني مورد استفاده قرار ميگيرند. در مورد اصطلاح رواندرماني تعاريف بسياري ارائه شده است كه هر كدام در برگيرنده ديدگاههاي نظريهپردازان گوناگون هستند. در واژهنامه پزشكي استيدمن (1976 بهنقل از ويلكينسون، 1998) رواندرماني اينگونه تعريف شده است: «رواندرماني عبارت است از درمان اختلالهاي هيجاني، رفتاري، شخصيتي با استفاده از ارتباط كلامي و غيركلامي و بدون استفاده از دارو يا درمانهاي فيزيكي.» كليه شيوههاي رواندرماني اعم از فردي و گروهي درصدد درمان اختلالهاي رواني به كمك تدابير روانشناختي هستند. اين اصطلاح دربرگيرنده شيوههايي است كه همگي معطوف به ياريرساندن به د ر مانجو به منظور تغيير رفتار و احساسات او است، بهگونهاي كه فرد قادر شود از شيوههاي بهتري ب راي كنارآمدن با فشارهاي رواني و اطرافيان خود استفاده كند. براي ايجا د اين تغيير ، برخي از رواندرمانگران براين باورند كه تغيير رفتار يك فرد منوط به اين است كه وي از انگيزهها و تعارضهاي ناهشيار خود آگاهي يابد. از نظر برخي ديگر از رواندرمانگران، مردم بيآنكه نياز به كاوش در عوامل زمينهساز رشد خود داشته باشند، ميتوانند از راه يادگيري با مشكلات خويش كنار آيند: گرچه روشهاي گوناگون رواندرماني از لحاظ شيوههاي درمان تفاوتهايي دارند ولي در همه آنها بين دو انسان يعني درمانگر و درمانجو ارتباطي روي ميدهد. در خلال اين رابطه، درمانجو تشويق ميشود كه ترسها، هيجانها و اميال و تجارب خصوصي خود را آزادانه و بدون ترس از داوري يا سرزنش درمانگر بيان كند. درمانگر نيز ضمن همدردي و تفاهم با درمانجو، او را در انتخاب شيوههاي كارآمدتر جهت حل مسائل و مشكلاتش ياري ميدهد (اتكينسون ، اتكينسون و هيلگارد ، 1983؛ ترجمه براهني و همكاران، 1373). ابتدای صفحه
نویسندگان: گيلبرت، سارا
اولین چاپ: 1386 نوبت چاپ :4
ناشر: انتشارات يسطرون
نویسندگان: خداياريفرد، محمد و
شکوهی یکتا، محسن
اولین چاپ: 1385 نوبت چاپ :1
جمعي از دستاندركاران تعليم و تربيت، با توجّه به مشكلات موجود در محيطهاي آموزشي، پيشنهاد برگزاري سخنرانيهايي كارشناسانه در موضوع "مشكلات دورهي نوجواني" را مطرح ساختند. بر اساس اين پيشنهاد پژوهشكدهي روانشناسي و علوم تربيتي استاد روزبه پس از بحث و تبادل نظر، تصميم به برگزاري سميناري تحت عنوان "بررسي مسائل كودكان و نوجوانان" گرفت. مدعوين اين سمينار اساتيدي بودند كه از نظر علمي و نيز تجربي، با تازههاي موضوع فوق، آشنايي داشتند. در ضمن سرپرستي علمي سمينار مزبور را آقايان دكتر محمّد خداياري فرد و دكتر محسن شكوهي يكتا به عهده گرفتند. پس از اتمام سمينار، با توجّه به ضرورت وجود منابعي كه به طور اجمال به بررسي مشكلات و مسائل مختلف در اين زمينه پرداخته باشد، پيشنهاد گرديد كه متن سخنرانيهاي ارائه شده، چاپ و منتشر گردد. به همين منظور نوارهاي صوتي مربوطه پياده شده و به اساتيد محترم ارائه شدند، تا قالب مطالب را با هدف انتشار تغيير دهند. پس از دريافت نظرات اساتيد، متنها ويرايش شدند. مقالات مختلف، با توجّه به فرصت اساتيد محترم، از نظر ادبي و در برخي موارد علمي، بسيار متفاوت بودند. به همين دليل بعضي از متنها، در مرحلهي ويرايش، تغيير اساسي نمودند. در مرحلهي بعد، متنهاي ويرايش شده به همراه نظرات كميتهي علمي سمينار، مجددا" براي اساتيد ارسال شدند تا مؤلفين محترم، با توجّه به قالب جديد، آخرين نظرات خود را اعمال كنند. مجددا" نظرات مؤلفين به كار گرفته شد و پس از تصحيح نهايي متنهاي آماده شده براي چاپ ارائه گرديد. در اين جا، پژوهشكده بر خود لازم ميداند، از مؤسسات و افرادي كه به نوعي در آماده شدن اين مجموعه نقش داشتهاند سپاس و امتنان خويش را اعلام نمايد: 1ـ مؤسسهي فرهنگي احسان و كانون فرهنگي انصار به دليل حمايتهاي بيشائبهي مادي و معنوي و نيز تأمين فضا و امكانات مناسب براي برگزاري سمينار. 2ـ آقايان دكتر محسن شكوهي يكتا و دكتر محمّد خداياري فرد، به دليل سرپرستي و نظارت علمي سمينار و مجموعهي حاضر. 3ـ آقاي نادر بلوچ نژاد مجرّد به دليل ويرايش متون و اعمال نظرات مؤلفين در متنها. 4ـ آقاي مسعود شكوهي كه زحمت فراواني براي تايپ و آماده شدن مجموعهي حاضر متحمّل شدند. در پايان از همهي عزيزاني كه با حضور در سمينار و نيز بيان نظرات خود در برگزاري سمينار و انتشار مقالات همكاري نمودند، تشكّر نموده، توفيق و سلامتي ايشان را از درگاه ايزد منّان خواستاريم. ابتدای صفحه
نام کتاب: روان شناسي مرضي کودک و نوجوان
ناشر: انتشارات دانشگاه تهران
نویسندگان: خداياريفرد، محمد
اولین چاپ: 1385 نوبت چاپ :1
دوره روانشناسي مرضي، به اين علت داير شد تا نواقص كتابهاي درسي سنتي را در بررسي چگونگي اختلالات روانشناختي مرتفع سازد. تمام كتابهاي اين دوره كه توسط دانشپژوهان برجسته و كارورزان مجرب در اين حوزه به تحرير درآمده، به صورت متون جداگانه خارج از كلاس نيز خواندنياند، ليكن همراه با متون درسي مجموعه كامل و منبع جامعي را در روانشناسي باليني تشكيل خواهند داد. دانشجويان روانشناسي، مشاوره، پزشكي، پرستاري و مددكاري و همچنين كارورزان بسياري از حرفههاي تخصصي، نيازمند مطالعه اختلالات روانياند تا از احوال كسانيكه دچار اضطراب، افسردگي، وسواس و اختلالات ديگرند، آگاهي پيدا كنند و بدانند اين اختلالات تا چه حد شيوع دارند و چه كساني بيشتر در معرض خطر ابتلاي به آنها قرار دارند. اين سلسله كتابها، همچنين مورد توجه افرادي خواهد بود كه درصددند، عميقتر از خوانندگان كتابهاي سنتي وارد موضوع شوند و پاسخهاي امتحاني، پژوهشها، طرحها، تكليفها يا تصميمهاي عملي خود را بر پايه درك روشنتر و فهم كاملتري از شواهد پژوهشي قرار دهند. حقيقتي محض که در مورد همه مردم صادق است، اين است كه همه ما روزگاري كودك بودهايم؛ هر يک از ما ناآگاهانه سفري را از بدو تولد آغاز كرده، از نوجواني و سپس جواني گذر كرده و به سنين بزرگسالي رسيدهايم و برخي از آن هم فراتر رفتهايم. اگرچه به دلايلي چند، ميتوانيم از مرور وقايع گذشته و يادآوري اتفاقات كودكي چيزهايي بياموزيم و حقايقي را كشف كنيم، ليكن درك كامل دورههاي نخست زندگي و اختلالات روانشناختي مربوط به آن فقط نميتواند از فراخواني رويدادهاي كودكي در ذهن ما حاصل شود. اگرچه درمان بعضي از اختلالات كودكي امري بس دشوار است، اما ميتوان آنها را به گونهاي کنترل کرد که تأثيرهاي منفي آن در زندگي کودک کاهش يابد. علاوه بر اين، بسياري از اختلالات رواني ناشي از رفتارها و عواطفياند كه تمام ما زماني در طول زندگاني خود تجربه يا احساس كردهايم. چيزهايي كه در بعضي شرايط به دليل افراطي بودن و تداخل در انطباق صحيح كودك، اختلال ناميده ميشود، ممكن است در شرايط ديگر، فعاليتي عادي و تلاشي لازم در رشد محسوب شوند. ابتدای صفحه
ناشر: دفتر مرکزي مشاورة دانشجويي وزارت فرهنگ و آموزش عالي و مرکز مشاورة دانشجويي دانشگاه تهران
نویسندگان: خداياريفرد، محمد
اولین چاپ: 1378 نوبت چاپ :1
تشخیص دادن افسردگی ممکن است به بعضی سئوالات شما درمورد حالتهایی که داشته اید پاسخ بدهد، اما احتمالاً در عوض سئوالات بیشتری در ذهن شما به وجود می آورد. چه عواملی موجب افسردگی می شوند؟ چه کسانی تحت تأثیر این عوامل قرار می گیرند؟ افسردگی چگونه درمان می شود؟ این مقاله به بعضی از این سئوالات پاسخ می دهد و در ضمن شما را نیز به سوی راه صحیح تشویق می کند. شما با کمک یک روان شناس یا روان پزشک، خیلی زود در مسیر صحیح به سوی بهبودی قرار خواهید گرفت. شما می توانید اطلاعات این مقاله را با بعضی از نزدیکان خود، مثلاً اعضای خانواده تان در میان بگذارید. در حقیقت آنها هم در کنار شما از افسردگی شما رنج می برند و می توانند به شما کمک کنند و از شما حمایت نمایند. ابتدای صفحه
ناشر: دفتر مرکزي مشاورة دانشجويي وزارت فرهنگ و آموزش عالي و مرکز مشاورة دانشجويي دانشگاه تهران
نویسندگان: خداياريفرد، محمد
اولین چاپ: 1378 نوبت چاپ :1

نویسندگان: محمد خدایاری فرد
اولین چاپ: 1381 نوبت چاپ :1
آن چه از دیدگاه ژان پیاژه می توان فهمید: از این طبقه بندی می توان دریافت که کودکان تنها دریافت کنندۀ تجربه نیستند. آنها خودشان به واقعیات جهان معنی می بخشند. در بسیاری از موارد، خودشان، ابتکار عمل را بدست دارند. منطق کودکان، با منطق بزرگسالان متفاوت است ولی ذهن آنها فعال است و به تجزیه و تحلیل امور می پردازد. تلاش برای دستیابی به فهم محیط اطراف در کودکان یک تمایل ذاتی است. سعی آنها بر این است که هر چه بیشتر به شناخت و آگاهی برسند و خود را با جهان پیرامون، منطبق سازند. (احدی و نبی جمالی، 1382). با توجه به مراحل رشدی دیدگاه پیاژه، نمی توان هر چیزی را در هر سنی، به کودک یاد داد. یعنی در یادگیری، باید هم محتوایی که باید آموخته شود و هم روش یادگیری آن، با سطح رشد یادگیرنده، همخوان و متناسب باشد. سطح توانایی کودک را باید شناخت و اینکه او در آن سن، از چه ابزارهای شناختی استفاده می کند و در چه مرحله ای است. محتوای یادگیری کودک، باید با سطح توانایی وی، منطبق باشد. به عنوان مثال، در سنین 2 تا 7 سالگی، او باید، اشیاء و محیط پیرامون خود را به صورت ملموس و عینی، ادراک کند. (محسنی ، 1383) استفاده مثبت از انظباط باید توجه داشت که انظباط: چیزی فراتر از تصحیح رفتار غلط است. در واقع توسط انظباط می توان کودک را در محبت رشدی سالم هم از نظر عاطفی و هم جسمانی، هدایت کرد. اصلاح کردن رفتار و نادرست و اینکه شما انتظار دارید کودک، رفتار به اصطلاح درست شما را تکرار کند، چندان مناسب به نظر نمی رسد. به خاطر بسپارید که رفتار و عمل کودک را باید در مقطع حاضر تصحیح کنید. به هنگام یادآوری رفتارها و معیارهای صحیح به کودک خشمگین نشوید و بارهای الگوی رفتار درست را به نمایش بگذارید. هدفی توأم با محبت و قاطعیت در پیش گیرید. اغلب کودکان به مقدار قابل توجهی از انظباط، واکنش نشان می دهند. می توان گفت نظم در زندگی، به تدریج نوعی عادت تبدیل می شود. داشتن نظم در امور مختلف خانه، به عنوان یک قانون پذیرفته می شود که این موضوع می تواند به حل بسیاری از مشکلات و مشاجرات کمک کند. ابتدای صفحه

















