شهید مهرداد ریاضی تهرانی

نام پدر : رضا

تاریخ تولد :25/12/1345

تاریخ شهادت : 12/12/1365

محل تولد : مشهد

زندگی نامه

روز بیست و پنجم اسفند ماه 1345 در مشهد متولد شد. پدرش رضا با سعی و تلاش به تربیت او همت گماشت . با آغاز جنگ تحمیلی با آنکه دانش آموز دبیرستان بود راهی میدان نبرد گردید و تا اخذ مدرک دیپلم در جبهه حضور داشت. پس از اخذ دیپلم به خدمت نظام وظیفه فرا خوانده شد.یک ماه از خدمت سربازی اش می گذشت که در رشته علوم تربیتی دانشگاه تهران پذیرفته شد. سال دوم دانشگاه برای حضور در جبهه و شرکت در عملیات کربلای 5 حاضر شد.

نیمه شب 12 اسفند ماه سال 1365 سرپرستی گروهی را به عهده گرفت تا بوسیله بولدوزر خاك ريز بزنند . انگار تقدیر الهی بر آن بود که مهرداد در سن 20 سالگی بر اثر اصابت ترکش خمپاره مهمان خوان گسترده الهی گردد.

روحش شاد، یادش گرامی

وصیت نامه

‹‹قطره قطره خون هر شهيد تشعشعي است كه آفتاب را شرمسار مي سازد››

به نام خدا

هو الاول و الاخر و الظاهر والباطن و هو بكل شيء عليم

با سلام و درود به حضور امام زمان و نايب بر حقش و با سلام به تمامي شهيدان به خون خفته از كربلاي حسين تا كربلاي ايران و با سلام بر پدر و مادر و خواهران وبرادران عزيزم .

آنگاه كه قلم را در دست گرفتم هنگامي بود كه چشم همه رزمندگان به درگاه تو دوخته شده بود و از تو استعانت مي طلبيدند اين حقير بهتر ديدم چند كلامي بنويسم شايد از اين طريق بتوان پيامي داد تا خداوند , ما را نيز مورد قبول درگاه پرشكوهش قرار بدهد. از همه دوستان و آشنايان درخواست دارم كه خدا را فراموش نكنيد وعمل به دستورات اسلامي از جمله حفظ حجاب و احتكار نكردن و كار ملت را راه انداختن را در دستور كار خويش قرار دهيد .به نظر من هر كسي كه بخواهد خود را امتحان كند براي يكبار هم كه شده بايد به جبهه بيايد تا بداند مردان واقعي چه كساني هستند .

نماز بخوانيد خصوصاً‌ به جماعت و در نماز جمعه ها شركت كنيد تا اينكه از دنياي خارج و داخل به طور صحيح مطلع شويد .اي كسي كه تمام عمرت را تا به حال در انجام حداقل واجبات نبوده اي فكر مي كني خداوند همه را خواهد بخشيد از خواب غفلت بيرون بيا و به خودت فكر كن و بدان خداوند داناتر از اين است كه تو فكر مي كني و به هر كس بنا به اعمالش پاداش مي دهد پس بيا بعد از اين عهد كنيم كه ان شاء الله كارهايمان و روابطمان با ديگران و اعمال و رفتارمان در خفا و آشكار و ظاهر و پنهان يكي باشد و همه را براي خدا دوست داشته باشيم و غيبت نكنيم .

از خانواده ام مي خواهم حرمت يك خانواده شهيد را نگه داريد و نماز را اول وقت بخوانيد چون اين خونها براي همين به زمين مي ريزد و آنها براي همين اخلاصها و ايثارها با ما مي جنگند و در آخر نمازتان امام را دعا كنيد و در دعاهاي قبل از اينكه براي من اشك بريزيد دعا كنيد كه سخت نيازمندم و از شما مي خواهم كه به قانون اساسي احترام بگذاريد .

اميد است كه بتوانيم از محاصره اقتصادي سربلند بيرون آئيم و به شيطان صفتان نشان دهيم ما همچون كوه ايستاده ايم .

از اينكه از مال دنيا چيزي ندارم خوشحالم .چند جلد كتاب دارم كه به دانشگاه خودم هديه مي كنم و مقداري پول دارم كه از شما ميخوام به حساب 100 امام بريزيد و در آخر از همه كساني كه مرا مي شناسند به اسم يا حتي قيافه و يا حتي نمي شناسند و از من كوتاهي ديده اند عاجزانه مي خواهم از اين حقير درگذرند و مرا حلالم كنند.